ای دورترین امید من از من بنشین که با تو تا دورترین ستاره راهی نیست
هم اکنون در سکوتی سردپر از آرامش آبی دریا در ساحل پر از مروارید عشق و سوار برکشتی خوبیها به مقصد زیبایها قصد لنگر دارم به امید اینکه تو هم همچون پروانه عشق با بالهای آبی دوستی مهر و صفا مرا همراهی کنی ای دورترین امید من..
خالق انسان تو را دوست میدارم وبه وجدان پر از مهرت ایمان دارم بیا با من وازمن بنشین که گویند تا دورترین ستاره جایی برای رفتن داشتیم
اما نه هزاران معشوق هست من خود را در بین آنها نمی بینم اما تو را می بینم چون قلبت سرشارازاحساسات عاطفینسبت به معشوق است بروبرمن وازمن بگوهمانطور که تورادوست می دارم و برایت بلیط عشق به ارمغان می آورم وتورابه کشورعشق دعوت می کنم همانطور که در کشورعشق هیچ کس سرور نیست هیچ شاه به گدا رهبرنیست.

