تبليغاتX
هستی ام تویی -

هستی ام تویی

خاطرات

g

 

به صلیب صدا مصلوبم ای دوست

توگمان مبری مغلوبم ای دوست

شرف نفس من اگه شد قفس من

به سکوت تن ندادم و نمی دم بی کفن

وقتی گفت یه گناه بود مثل دیدن یا شنیدن

من آوازم این بود ته بن بست داد کشیدن

وقتی حتی توی خلوت فکر آزادی قفس بود

گفتنی هارومی گفتیم اگه فرصت یه نفس بود

به گناه صدا با جرم گفتن اگه رو صلیب ویرون شدم من

شرف نفس من اگه شد قفس من به سکوت تن ندادم و نمی دم بی کفن

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/30ساعت 19:55  توسط یزدانی  |