زندگی 2نیمه است ((نیمه اول به امید نیمه دوم میگذرد و نیمه دوم به حسرت نیمه اول))![]()
![]()

خاطرات
آنگاه که با چشم بند کلمات
بستند چشمانم را
درهیچ یک ازدهلیزهای مارپیچ
ترا نیافتم
ترا که دربیداری
همه جا بودی
.ترا که همیشه بودی.
اما نبودی.!!

یا که طلوعی بودی و از پنجره می دیدمت
ای کاش چشمانت ضریحی داشت چون رنگین کمان
هروقت باران می گرفت از دور می بوسیدمت
فضای آشیانه راپراز ترانه می کنم
کسی سئوال می کند به خاطرچه زنده ای
ومن برای زندگی تورابهانه می کنم!!
بهاری که می شود دلم:
بهاری که میشود دلم
می دانم که عاشقم
زمستان نشانه می رود گل ها را صحرا صبور
به تماشا نشسته است
دست که می سایم بر گرده باد!
پوستم می سوزد
اگر می گیرد دلم می دانم اما
بهاری می شوم
میخوانم بلند که:
عاشقم