|
5 روش عاشق كردن |
|
زياد معاشرت كنيد... سپس غير قابل دسترس گرديد كار دلپسندي برايش انجام ندهيد.... بـگذاريـد او برايتان كارهاي دلپسندي انجام دهد
نظر بدید ما هم دست و دلمون گرم بشه دیگه: این مطلب ادامه دارد!!
|
خاطرات
|
5 روش عاشق كردن |
|
زياد معاشرت كنيد... سپس غير قابل دسترس گرديد كار دلپسندي برايش انجام ندهيد.... بـگذاريـد او برايتان كارهاي دلپسندي انجام دهد
نظر بدید ما هم دست و دلمون گرم بشه دیگه: این مطلب ادامه دارد!!
|
سکوت
اگر چه می دانم تویی همدل وهمرازم باش خموش تا در ورای آن سکوت جنگل را و رود را به اسغاثه واداریم
وقتی که آهنگ موسیقی را در پیرامون خانه ی خود شنیدی با خودت هیچ فکر نکردی؟ شب تارک و خفه بود ، اما آن کس که در این تاریکی روی سنگی سخت نشسته بود و چنگ میزد، من بودم.
با زبان موسیقی به تو راز دل می گفتم. می گفتم: «دلدار من ، همه جا جز تو نمی بینم. به هیچ چیز جز تو فکر نمی کنم». اما ناگهان سپیده ی سنگدل سر بر زد و مرا از کنار خانه ات راند. دوباره خاموش شدم.
آسمان تاریک بود من و تو هرکدام روی زمین تنها بودیم و بسیار دور از یکدیگر به سر می بردیم. اما ناگهان عمر این جدایی به سر رسید، زیرا نسیم پیامبر ما شد. نسیم راز تو را به من گفت و اکنون دنیا را بار دیگر همچون بلوری شفاف می بینم که میان من و تو میدرخشد.
ستارگان در آسمان بالا آمده اند . گمان داری که خودشان از نوری که بر ما می پراکنند بی خبر هستند.؟
***
دلدار به من گفت: « اگر می خواهی از بر من بروی، برو، زیراسوگندی برای من نخورده ای. هیچ پیمان وفایی با من نبسته ایو اصلاً مردان باید بیشتر آزاد باشند، زیرا برای وفاداری آفریده نشده اند. به راه خود برو، از کشوری به کشوری سفر کن، در بستر یکی خستگی بستر آن دیگری را از یاد ببر. هر جا زن زیبایی را دیدی دست در دستش بگذار و با او راز شوق و هوس گوی. هر جا ازشراب تلخ سیر شدی، سراغ باده ی شیرین رو. اگر هم وقتی رسید که لبهای مرا از شراب شیرین تر یافتی، به نزد من بازگرد.من همچنان در انتظار تو هستم!